صنعت فولاد یکی از صنایع مادر و پایهای اقتصاد جهان است؛ زیرا توسعه زیرساختها، حملونقل، خودروسازی، ماشینآلات و صنایع انرژی به محصولات آن وابستگی دارد. فولادسازان بزرگ جهان با ترکیب منابع معدنی، انرژی، سرمایهگذاری صنعتی و فناوریهای پیشرفته، ظرفیت تولید خود را گسترش دادهاند. بااینحال، مسیر توسعه صنعت فولاد در همه کشورها یکسان نبوده است. برخی کشورها با تکیه بر سنگآهن و زغالسنگ به قدرت فولادی تبدیل شدند؛ برخی دیگر با واردات مواد اولیه، توسعه کورههای قوس الکتریکی یا سرمایهگذاری هدفمند در فناوری به این جایگاه رسیدند.
بررسی تاریخچه صنعت فولاد نشان میدهد که نقاط عطفی مانند اختراع روشهای جدید فولادسازی، ساخت مجتمعهای یکپارچه، توسعه ریختهگری مداوم و ورود سامانههای کنترل هوشمند، نقش مهمی در افزایش تولید و کیفیت داشتهاند. شناخت این تحولات، علاوه بر روشن کردن مسیر صنعتی کشورهای پیشرو، تفاوت مزیتهای رقابتی آنها را نیز مشخص میکند.
در این مقاله، شکلگیری صنعت فولاد ۱۰ کشور برتر جهان بر اساس میزان تولید فولاد خام در سال ۲۰۲۵ دنبال میشود. بر اساس گزارش انجمن جهانی فولاد، آمار تولید فولاد خام کشورها در سال ۲۰۲۵ نشاندهنده جایگاه تولیدکنندگان برتر جهان است.
صنعت فولاد چین؛ بزرگترین فولادساز جهان
چین سابقهای طولانی در آهنسازی و فلزکاری دارد، اما شکلگیری صنعت فولاد مدرن آن به قرن بیستم بازمیگردد. پس از تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، دولت توسعه فولاد را یکی از پایههای صنعتیسازی و تقویت توان اقتصادی کشور قرار داد.
در دهه ۱۹۵۰، برنامه «جهش بزرگ به جلو» با هدف افزایش سریع تولید صنعتی اجرا شد. گسترش کورههای کوچک در این دوره، به دلیل محدودیت دانش فنی و ضعف کنترل کیفیت، نتوانست تولید فولاد استاندارد و پایدار را تضمین کند.
با آغاز اصلاحات اقتصادی در اواخر دهه ۱۹۷۰، چین مسیر تازهای را در پیش گرفت. توسعه مناطق صنعتی، جذب فناوری خارجی و سرمایهگذاری در واحدهای بزرگ، زمینه افزایش بهرهوری و تولید فولاد باکیفیتتر را فراهم کرد.
تأسیس شرکت بائواستیل (Baosteel) در دهه ۱۹۷۰ و آغاز فعالیت آن در دهه ۱۹۸۰، یکی از نقاط عطف صنعت فولاد مدرن چین بود. این شرکت با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته و توسعه ظرفیت تولید، به ارتقای استانداردهای فولادسازی کمک کرد.
چین با توسعه کورههای بلند، کنورتور اکسیژنی (BOF) و ریختهگری مداوم، تولید انبوه فولاد را گسترش داد. ادغام شرکتها و نوسازی واحدهای کوچک نیز به افزایش مقیاس تولید کمک کرد.
بازار داخلی بزرگ، زیرساختهای حملونقل، ظرفیت بالای تولید کک و فولاد و شبکه گسترده صنایع پاییندستی، مزیتهای مهم چین هستند. این کشور از استخراج سنگآهن و تولید آهن خام تا فولادسازی، نورد و ساخت محصولات پیشرفته فعالیت میکند.
چین اکنون علاوه بر فولادهای ساختمانی، طیف گستردهای از ورقهای خودرو، فولادهای الکتریکی و محصولات مورد استفاده در صنایع سنگین را تولید میکند. توسعه فناوریهای کمکربن نیز به یکی از محورهای تحول این صنعت تبدیل شده است.
چین با تولید ۹۶۰٫۸ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، جایگاه نخست جهان را حفظ کرد. این کشور با توسعه مجتمعهای یکپارچه، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها و ایجاد زنجیره تأمین داخلی، به بزرگترین قطب فولادسازی جهان تبدیل شد.
صنعت فولاد هند؛ رشد صنعتی بر پایه منابع معدنی و تقاضای داخلی
توسعه صنعت فولاد هند در بیش از یک قرن گذشته، از شکلگیری نخستین مجتمعهای صنعتی تا گسترش ظرفیت تولید و فناوریهای نوین ادامه یافته است. این صنعت ابتدا با هدف کاهش وابستگی به واردات و تأمین نیازهای صنعتی کشور شکل گرفت؛ اما بهتدریج، توسعه زیرساختها، رشد خودروسازی و افزایش تقاضای داخلی، جایگاه آن را در اقتصاد هند تقویت کرد.
جمشیدجی تاتا از چهرههای اثرگذار در شکلگیری صنعت فولاد مدرن هند بود. او ایده ایجاد یک صنعت فولاد داخلی را با هدف تقویت استقلال اقتصادی و توسعه صنعتی دنبال کرد. شرکت تاتا آیرون اند استیل (TISCO) در سال ۱۹۰۷ تأسیس شد. ساخت مجتمع جمشیدپور در سال ۱۹۰۸ آغاز شد و تولید فولاد آن در سال ۱۹۱۲ به جریان افتاد. این رویداد، نقطه عطفی در شکلگیری فولادسازی صنعتی هند بود.
پس از استقلال هند در سال ۱۹۴۷، دولت با اجرای برنامههای توسعه صنعتی و ایجاد مجتمعهای بزرگ، ظرفیت تولید فولاد را افزایش داد. مجتمعهایی مانند بوکارو و رورکلا با مشارکتهای فنی بینالمللی توسعه یافتند و شرکت فولاد هند (SAIL) نقش مهمی در گسترش تولید دولتی ایفا کرد.
هند با استفاده از کوره بلند و کنورتور اکسیژنی، تولید فولاد یکپارچه را گسترش داد. در کنار این مسیر، استفاده از کوره قوس الکتریکی و فناوری احیای مستقیم نیز در بخشهایی از صنعت اهمیت پیدا کرد.
خرید شرکت کوروس (Corus) توسط تاتا استیل در سال ۲۰۰۷، نقطه عطفی در گسترش حضور بینالمللی این شرکت بود. هند اکنون در بخشهای استخراج سنگآهن، تولید آهن خام، آهن اسفنجی، فولادسازی و تولید محصولات نوردی فعالیت گستردهای دارد.
رشد ساختوساز، توسعه راهآهن، سرمایهگذاری در زیرساختها و افزایش تقاضای خودرو، بازار داخلی بزرگی برای فولاد هند ایجاد کرده است. این تقاضا، همراه با توسعه ظرفیتهای جدید، از عوامل اصلی رشد تولید این کشور محسوب میشود.
هند با تولید ۱۶۴٫۹ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، دومین تولیدکننده بزرگ جهان بود. منابع سنگآهن، بازار داخلی گسترده و توسعه زیرساختها، از مهمترین عوامل رشد این صنعت به شمار میروند.
صنعت فولاد آمریکا؛ از انقلاب صنعتی تا تحول کورههای قوس الکتریکی
توسعه راهآهن و گسترش شهرها در قرن نوزدهم، تقاضای فولاد را در آمریکا افزایش داد. اندرو کارنگی با توسعه فعالیتهای فولادی خود، نقش مهمی در گسترش تولید انبوه و کاهش هزینهها ایفا کرد.
در سال ۱۹۰۱، شرکت فولاد ایالات متحده (U.S. Steel) با مشارکت جی. پی. مورگان و ادغام چند مجموعه صنعتی تأسیس شد. این شرکت به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد جهان تبدیل شد و ساختار صنعت فولاد آمریکا را تغییر داد.
فرایند بسمر و سپس کورههای زیمنس–مارتین، تولید فولاد را در مقیاس صنعتی گسترش دادند. در نیمه نخست قرن بیستم، تقاضای ناشی از جنگها، ساخت کشتی، تولید تجهیزات نظامی و توسعه زیرساختها، رشد این صنعت را تقویت کرد.
از دهه ۱۹۶۰، رقابت خارجی، افزایش هزینهها و فرسودگی بخشی از کارخانههای یکپارچه، فشار زیادی بر فولادسازان آمریکایی وارد کرد. بسیاری از واحدهای قدیمی تعطیل شدند یا ظرفیت تولید خود را کاهش دادند.
در مقابل، توسعه مینیمیلها و کورههای قوس الکتریکی (EAF) ساختار تولید را تغییر داد. شرکتهایی مانند نوکور (Nucor) با استفاده از قراضه و کورههای قوس الکتریکی، تولید انعطافپذیرتر و سرمایهگذاری مرحلهای را گسترش دادند.
دسترسی به بازار بزرگ مصرف، شبکه بازیافت قراضه، زیرساخت صنعتی و فناوریهای پیشرفته، از مزیتهای مهم آمریکا هستند. این کشور در کنار تولید فولاد خام، در ساخت فولادهای ویژه و محصولات مورد استفاده در صنایع انرژی، خودرو و ماشینآلات نیز فعالیت دارد.
سهم بالای مسیر کوره قوس الکتریکی در بخشی از تولید آمریکا، امکان استفاده گسترده از قراضه را فراهم میکند. بااینحال، ترکیب مواد اولیه و فناوری تولید در همه کارخانههای این کشور یکسان نیست.
ایالات متحده با تولید ۸۲ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، سومین تولیدکننده بزرگ جهان بود. تاریخچه این صنعت، علاوه بر رشد عظیم در قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم، نمونهای مهم از سازگاری فناوری با تغییرات بازار است.
صنعت فولاد ژاپن؛ جهش فناوری و تمرکز بر کیفیت
اصلاحات دوره میجی در نیمه دوم قرن نوزدهم، مسیر صنعتیشدن ژاپن را تغییر داد. دولت با ایجاد زیرساختهای صنعتی و انتقال دانش فنی از کشورهای غربی، زمینه شکلگیری فولادسازی مدرن را فراهم کرد.
راهاندازی کارخانه فولاد یاواتا در سال ۱۹۰۱، یکی از نقاط عطف این مسیر بود. این مجموعه با هدف کاهش وابستگی به واردات و تأمین نیازهای صنعتی و نظامی فعالیت کرد.
پس از جنگ جهانی دوم، بازسازی صنعتی و رشد خودروسازی، کشتیسازی و ماشینآلات، تقاضای فولاد را افزایش داد. سرمایهگذاری در کارخانههای بزرگ ساحلی، دسترسی به بنادر و واردات اقتصادی سنگآهن و زغالسنگ را تسهیل کرد.
در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، ژاپن با نوسازی کورههای بلند، گسترش کنورتور اکسیژنی و توسعه ریختهگری مداوم، بهرهوری تولید را افزایش داد. کنترل دقیق ترکیب شیمیایی و کیفیت محصولات نیز به یکی از محورهای رقابت شرکتهای ژاپنی تبدیل شد.
شرکتهایی مانند نیپون استیل (Nippon Steel)، جیافای استیل (JFE Steel) و کوبه استیل (Kobe Steel) در توسعه فناوریهای فولادسازی و تولید محصولات تخصصی نقش داشتهاند.
ژاپن در زنجیره فولاد از تولید آهن خام و فولاد خام تا ورقهای خودرو، فولادهای الکتریکی و محصولات ویژه حضور دارد. تمرکز بر کیفیت، بهرهوری انرژی و تحقیقوتوسعه، مزیت اصلی این کشور در بازار جهانی است.
ژاپن در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰٫۷ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و در رتبه چهارم جهان قرار گرفت. این کشور با وجود محدودیت منابع معدنی، از طریق واردات مواد اولیه، توسعه فناوری و بهبود بهرهوری به یکی از قطبهای صنعتی فولاد تبدیل شد.
صنعت فولاد روسیه؛ از مجتمعهای شوروی تا نوسازی صنعتی
توسعه آهنسازی در روسیه از قرن هجدهم و دوره پیتر کبیر شتاب گرفت. دولت برای تأمین نیازهای نظامی و توسعه زیرساختها، تولید آهن و فولاد را در مناطق صنعتی گسترش داد.
در دهه ۱۹۳۰، برنامههای پنجساله شوروی به ساخت مجتمعهای عظیم فولادسازی انجامید. مگنیتوگورسک به یکی از نمادهای این سیاست تبدیل شد و تولید متمرکز، نقش مهمی در صنعتیسازی کشور ایفا کرد.
پس از جنگ جهانی دوم، اتحاد شوروی ظرفیت تولید فولاد خود را افزایش داد. بااینحال، ساختار متمرکز اقتصادی و نوسازی نامتوازن برخی واحدها، در دورههای بعد محدودیتهایی برای بهرهوری ایجاد کرد.
فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، صنعت فولاد را با افت تقاضا و تغییر ساختار مالکیت روبهرو کرد. شرکتهایی مانند انالامکی (NLMK)، سورستال (Severstal) و امامکی (MMK) در دوره بعد به بازیگران اصلی این صنعت تبدیل شدند.
نوسازی کورههای بلند، تزریق پودر زغالسنگ، بهبود کنترل فرایند و توسعه خطوط ریختهگری و نورد، به افزایش بهرهوری کمک کرد. برخی تولیدکنندگان نیز از کورههای قوس الکتریکی برای تولید محصولات مشخص استفاده کردند.
روسیه در بخشهای استخراج سنگآهن، تولید کک، آهن خام، فولاد خام و محصولات نوردی فعالیت دارد. دسترسی به منابع معدنی و انرژی، پایه مهم رقابتپذیری این صنعت است؛ هرچند تحریمها و محدودیت همکاریهای فناورانه، چالشهایی برای برخی شرکتها ایجاد کردهاند.
روسیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۷٫۸ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و پنجمین تولیدکننده بزرگ جهان بود. منابع معدنی، انرژی و سابقه طولانی تولید صنعتی، پایههای اصلی توسعه فولاد در این کشور را شکل دادهاند.
صنعت فولاد کره جنوبی؛ قدرتسازی صنعتی بدون مزیت معدنی گسترده
پس از جنگ کره در سال ۱۹۵۳، کشور با زیرساختهای آسیبدیده و ظرفیت صنعتی محدود روبهرو بود. دولت توسعه فولاد را یکی از پایههای رشد اقتصادی و صنعتیسازی قرار داد.
شرکت پوسکو (POSCO) در سال ۱۹۶۸ تأسیس شد. ساخت مجتمع پوهانگ در سال ۱۹۷۰ آغاز شد و نخستین کوره بلند آن در ژوئن ۱۹۷۳ به تولید آهن مذاب رسید. این پروژه با پشتیبانی دولت و بهرهگیری از تأمین مالی و فناوری ژاپن توسعه یافت.
در دهههای بعد، توسعه مجتمع پوهانگ و ساخت مجتمع گوانگیانگ، ظرفیت تولید فولاد را افزایش داد. این مجموعهها به تأمین نیاز صنایع کشتیسازی، خودروسازی و ماشینآلات کمک کردند.
کره جنوبی با استفاده از کوره بلند، کنورتور اکسیژنی و ریختهگری مداوم، تولید انبوه فولاد را گسترش داد. سرمایهگذاری در پژوهش و توسعه نیز به بهبود کیفیت و کاهش هزینههای تولید کمک کرد.
فناوری فاینکس (FINEX) که پوسکو توسعه داد، رویکردی متفاوت برای تولید آهن مذاب از مواد آهندار و زغالسنگ به کار میگیرد. این فناوری با هدف کاهش برخی مراحل آمادهسازی مواد اولیه و بهبود عملکرد فرایند توسعه یافت.
کره جنوبی در زنجیره فولاد از تولید آهن خام و فولاد خام تا ورقهای خودرو، فولادهای ویژه و محصولات مورد استفاده در کشتیسازی و صنایع الکترونیک حضور دارد. مزیت این کشور بیش از منابع معدنی، بر فناوری، کیفیت و پیوند نزدیک فولادسازی با صنایع مصرفکننده استوار است.
کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۱٫۹ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و در رتبه ششم جهان قرار گرفت. این کشور با برنامهریزی صنعتی، جذب فناوری خارجی و توسعه تحقیقوتوسعه، به یکی از تولیدکنندگان مهم فولادهای باکیفیت تبدیل شد.
صنعت فولاد ترکیه؛ توسعه کوره قوس الکتریکی با تکیه بر قراضه
توسعه صنعت فولاد مدرن ترکیه با برنامههای صنعتیسازی جمهوری این کشور در دهه ۱۹۳۰ پیوند دارد. تأسیس کارخانه فولاد قرهبوک در سال ۱۹۳۷، یکی از نقاط عطف آغاز تولید صنعتی فولاد در ترکیه بود.
با گسترش تقاضای داخلی، ترکیه مجتمعهای بزرگتری را توسعه داد. کارخانههایی مانند اردمیر (Erdemir) در مسیر تولید یکپارچه و فولادهای تخت نقش مهمی ایفا کردند.
از دهههای پایانی قرن بیستم، کورههای قوس الکتریکی به بخش مهمی از ساختار تولید فولاد ترکیه تبدیل شدند. این مسیر به توسعه ظرفیت تولید بدون نیاز به ایجاد زنجیره گسترده استخراج سنگآهن و تولید کک در داخل کشور کمک کرد.
ترکیه در تولید فولاد خام، سهم قابل توجهی از ظرفیت خود را بر پایه کوره قوس الکتریکی و قراضه آهن و فولاد بنا کرده است. این ساختار به انعطافپذیری تولید کمک میکند، اما وابستگی به واردات قراضه، هزینه حملونقل و نوسانات بازار جهانی را نیز افزایش میدهد.
تولیدکنندگان ترکیه در ساخت میلگرد، مفتول، مقاطع ساختمانی، ورق و محصولات تخت فعالیت دارند. موقعیت جغرافیایی این کشور و دسترسی به بازارهای اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا نیز از عوامل مهم توسعه صادرات فولاد آن به شمار میروند.
ترکیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۸٫۱ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و هفتمین تولیدکننده بزرگ جهان بود. این کشور با تکیه بر کورههای قوس الکتریکی و واردات گسترده قراضه، مسیر متفاوتی نسبت به فولادسازان متکی بر کوره بلند پیمود.
صنعت فولاد آلمان؛ پیوند دانش متالورژی با تولید صنعتی
فردریش کروپ در سال ۱۸۱۱ کارخانهای برای تولید فولاد ریختگی در اسن تأسیس کرد. این مجموعه در سالهای بعد، با توسعه فناوری و تولید محصولات دقیق، به یکی از پایههای صنعت فلزکاری آلمان تبدیل شد.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، رشد شرکتهایی مانند کروپ و تیسن و گسترش معادن زغالسنگ و صنایع سنگین، تولید فولاد را در مقیاس بزرگ افزایش داد. فرایند بسمر و روش توماس نیز به بهبود تولید صنعتی فولاد کمک کردند.
منطقه رور به دلیل دسترسی به زغالسنگ، شبکه حملونقل و نیروی کار صنعتی، به یکی از مراکز اصلی فولادسازی اروپا تبدیل شد. مجتمعهای این منطقه از پیوند معدن، تولید آهن خام، فولادسازی و نورد بهره میبردند.
پس از جنگ جهانی دوم، بازسازی صنعتی و افزایش تقاضای اروپا به احیای صنعت فولاد آلمان کمک کرد. توسعه کورههای بلند، کنورتور اکسیژنی، ریختهگری مداوم و سامانههای کنترل کیفیت، بهرهوری کارخانهها را افزایش داد.
شرکتهایی مانند تیسنکروپ (thyssenkrupp) و زالتسگیتر (Salzgitter) در تولید محصولات تخت و صنعتی نقش مهمی دارند. آلمان همچنین در تولید فولادهای تخصصی مورد نیاز خودرو، ماشینآلات و صنایع مهندسی فعالیت گستردهای دارد.
محدودیت انتشار کربن، این صنعت را به سمت بررسی احیای مستقیم با هیدروژن، استفاده از انرژی کمکربن و افزایش بهرهوری مواد اولیه سوق داده است. بااینحال، سرعت اجرای این تغییرات به هزینه انرژی، زیرساخت هیدروژن و شرایط اقتصادی پروژهها بستگی دارد.
آلمان با تولید ۳۴٫۱ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، هشتمین تولیدکننده بزرگ جهان بود. تاریخچه این صنعت با توسعه معادن زغالسنگ، دانش مهندسی، شبکه حملونقل و شکلگیری مجتمعهای صنعتی در منطقه رور ارتباط دارد.
صنعت فولاد برزیل؛ مزیت سنگآهن و توسعه مجتمعهای یکپارچه
شکلگیری صنعت فولاد مدرن برزیل در دهه ۱۹۴۰ شتاب گرفت. دولت گتولیو وارگاس برای کاهش وابستگی به واردات و تأمین نیازهای صنعتی، شرکت ملی فولاد (CSN) را تأسیس کرد.
مجتمع فولاد وُلتا ردوندا در سال ۱۹۴۶ تولید را آغاز کرد و به یکی از نقاط عطف صنعتیسازی برزیل تبدیل شد. در دهههای بعد، شرکتهایی مانند اوسیمیناس (Usiminas) و کوزیپا (Cosipa) ظرفیت تولید فولاد تخت را توسعه دادند.
در دهه ۱۹۷۰، دولت با سرمایهگذاری در مجتمعهای بزرگ، ظرفیت فولادسازی را افزایش داد. بااینحال، بحران بدهی و مشکلات اقتصادی دهه ۱۹۸۰ فشار زیادی بر شرکتهای دولتی وارد کرد.
اصلاحات اقتصادی دهه ۱۹۹۰ و خصوصیسازی بخشی از صنعت فولاد، ساختار مالکیت و سرمایهگذاری را تغییر داد. شرکتها با نوسازی تجهیزات، توسعه ریختهگری مداوم و بهبود بهرهوری، توان رقابتی خود را تقویت کردند.
برزیل با اتکا به سنگآهن باکیفیت و صنعت معدنی توسعهیافته، مواد اولیه مهمی برای تولید فولاد در اختیار دارد. شرکت معدنی واله (Vale) نیز در زنجیره تأمین سنگآهن جهانی نقش مهمی ایفا میکند.
زنجیره فولاد برزیل شامل استخراج و فرآوری سنگآهن، تولید آهن خام، فولادسازی و تولید محصولات تخت و طویل است. دسترسی به منابع معدنی و بنادر صادراتی، از مزیتهای اصلی این کشور در بازار جهانی به شمار میرود.
برزیل با تولید ۳۳٫۳ میلیون تن فولاد خام در سال ۲۰۲۵، نهمین تولیدکننده بزرگ جهان بود. ذخایر گسترده سنگآهن و دسترسی به زیرساختهای معدنی و بندری، از پایههای مهم توسعه این صنعت هستند.
صنعت فولاد ایران؛ توسعه احیای مستقیم و شکلگیری زنجیره داخلی
ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۱٫۸ میلیون تن فولاد خام، دهمین تولیدکننده بزرگ جهان بود. این جایگاه نتیجه توسعه ظرفیتهای فولادسازی، دسترسی به منابع سنگآهن و گاز طبیعی و گسترش فناوری احیای مستقیم است.
شکلگیری صنعت فولاد مدرن ایران در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی شتاب گرفت. ساخت ذوبآهن اصفهان با همکاری فنی شوروی آغاز شد و این مجموعه در دهه ۱۳۵۰ به بهرهبرداری رسید. ذوبآهن اصفهان به توسعه تولید فولاد ساختمانی و تربیت نیروی متخصص در کشور کمک کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ و در دوره بازسازی پس از جنگ ایران و عراق، توسعه ظرفیت فولادسازی اهمیت بیشتری یافت. راهاندازی فولاد مبارکه در اوایل دهه ۱۳۷۰، نقطه عطفی در تولید فولاد تخت و تأمین ورق مورد نیاز صنایع داخلی بود.
در دهههای بعد، توسعه مجتمعهایی مانند فولاد خوزستان و گسترش کارخانههای فولادسازی در مناطق مختلف، ظرفیت تولید کشور را افزایش داد. این توسعه به ایجاد زنجیره گستردهتری از معدن تا محصولات نهایی کمک کرد.
ایران با برخورداری از منابع گاز طبیعی، مسیر احیای مستقیم سنگآهن و استفاده از آهن اسفنجی را توسعه داده است. در این مسیر، گندله سنگآهن با گاز احیاکننده به آهن اسفنجی تبدیل میشود و سپس کوره قوس الکتریکی آن را به فولاد مذاب تبدیل میکند.
این ساختار، امکان تولید فولاد بدون اتکا به کوره بلند و کک متالورژیکی را در بسیاری از مجتمعهای ایرانی فراهم کرده است. توسعه واحدهای گندلهسازی، احیای مستقیم، فولادسازی و ریختهگری مداوم نیز پیوند میان بخشهای مختلف زنجیره را تقویت کرده است.
زنجیره فولاد ایران از استخراج سنگآهن و تولید کنسانتره و گندله تا آهن اسفنجی، شمش فولادی، تختال و محصولات نوردی گسترش یافته است. بااینحال، محدودیت برق و گاز، چالشهای حملونقل، دسترسی به بازارهای صادراتی و نیاز به نوسازی تجهیزات، بر ظرفیت عملیاتی و رقابتپذیری صنعت اثر میگذارند.
طبق آمار انجمن جهانی فولاد، ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۱٫۸ میلیون تن فولاد خام در رتبه دهم جهان قرار گرفت. ویتنام با تولید ۲۴٫۷ میلیون تن در همان سال، رتبه یازدهم را به خود اختصاص داد. (لازم به ذکر است که در آمار سال ۲۰۲۶، ویتنام به رتبه دهم صعود کرده است)
صنعت فولاد ویتنام؛ جهش از نوردکاری به مجتمعهای یکپارچه
پس از اتحاد ویتنام در سال ۱۹۷۵، ضعف زیرساختها و محدودیت سرمایهگذاری، توسعه سریع صنعت فولاد را دشوار کرد. آغاز اصلاحات اقتصادی دوی موی در سال ۱۹۸۶، زمینه جذب سرمایه خارجی و گسترش همکاریهای صنعتی را فراهم آورد.
در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، شرکت دولتی ویتنام استیل (VNSTEEL) در توسعه ظرفیتهای داخلی نقش داشت. بااینحال، بخش مهمی از تولید آن دوره بر نورد محصولات نیمهنهایی وارداتی متکی بود.
شرکت هواسفات (Hoa Phat) از سال ۲۰۰۱ تولید فولاد خام را آغاز کرد و با توسعه مجتمعهای یکپارچه، نقش مهمی در رشد ظرفیت داخلی ایفا کرد. این شرکت در مسیر توسعه خود، از فناوری کوره بلند و کنورتور اکسیژنی بهره گرفت.
مجتمع فولاد فورموسا ها تین (Formosa Ha Tinh Steel) نیز با سرمایهگذاری خارجی و ساخت یک مجتمع یکپارچه بزرگ، ظرفیت تولید فولاد خام و محصولات تخت را افزایش داد. نخستین کوره بلند این مجموعه در سال ۲۰۱۷ به بهرهبرداری رسید.
فعالیت این مجتمع در سال ۲۰۱۶ با بحران زیستمحیطی ناشی از آلودگی سواحل مرکزی ویتنام همراه شد. این حادثه، اهمیت کنترل آلایندهها و نظارت زیستمحیطی در توسعه صنایع سنگین را برجسته کرد.
ویتنام با توسعه مجتمعهای ساحلی، به بنادر و مسیرهای واردات مواد اولیه دسترسی مناسبی دارد. رشد ساختوساز، توسعه زیرساختها و افزایش تقاضای داخلی نیز بازار مهمی برای محصولات فولادی ایجاد کرده است.
زنجیره فولاد این کشور از نورد محصولات نیمهنهایی تا تولید آهن خام، فولاد خام، ورق و محصولات طویل توسعه یافته است. با گسترش مجتمعهای یکپارچه، سهم تولید داخلی فولاد خام افزایش یافته و وابستگی به واردات برخی محصولات نیمهنهایی کاهش پیدا کرده است.
ویتنام در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۴٫۷ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و در رتبه یازدهم جهان قرار گرفت که بر اساس آمار هشتماهه ۲۰۲۶، این کشور با رشد قابل توجه تولید به رتبه دهم جهان رسیده است که موجب خروج ایران از فهرست ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان شده است. این تحول نشان میدهد که توسعه ظرفیتهای یکپارچه، سرمایهگذاری و رشد تقاضای داخلی میتوانند در مدت نسبتاً کوتاهی جایگاه یک کشور را در صنعت فولاد جهانی تغییر دهند.
چرا این کشورها به قدرتهای بزرگ فولادی تبدیل شدند؟
تاریخچه صنعت فولاد در این کشورها نشان میدهد که رسیدن به تولید بالا به یک عامل منفرد وابسته نیست. منابع معدنی، انرژی، سیاست صنعتی، فناوری، زیرساخت و اندازه بازار داخلی، در کنار یکدیگر مسیر توسعه را شکل میدهند.
نقش منابع معدنی، انرژی و زیرساختها
چین، روسیه، هند و برزیل از منابع معدنی قابلتوجهی بهره میبرند. این منابع، دسترسی به مواد اولیه را تسهیل میکنند؛ اما بهتنهایی تضمینکننده تولید رقابتی نیستند.
ژاپن و کره جنوبی با وجود وابستگی گسترده به واردات مواد اولیه، از طریق بنادر صنعتی، حملونقل کارآمد و سرمایهگذاری در فناوری به تولیدکنندگان بزرگ تبدیل شدند. ترکیه نیز با اتکا به قراضه وارداتی و کوره قوس الکتریکی، مسیر متفاوتی را توسعه داد.
ایران با تکیه بر سنگآهن و گاز طبیعی، زنجیره احیای مستقیم را گسترش داده است. در مقابل، مزیت آمریکا تا حدی به بازار بزرگ، شبکه بازیافت قراضه و توسعه کورههای قوس الکتریکی وابسته است.
تأثیر سیاستهای صنعتی، سرمایهگذاری و فناوری
تجربه چین، هند و کره جنوبی نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند در مجتمعهای بزرگ میتواند ظرفیت تولید را بهسرعت افزایش دهد. در این کشورها، سیاستهای صنعتی و توسعه زیرساختها به رشد تقاضا و ایجاد زنجیرههای تأمین گسترده کمک کردهاند.
در آلمان و ژاپن، دانش فنی، کنترل کیفیت و بهبود مستمر فرایندها نقش مهمی در رقابتپذیری دارند. آمریکا نیز با توسعه مینیمیلها و فناوری کوره قوس الکتریکی، بخشی از ساختار تولید خود را با شرایط بازار سازگار کرده است.
ترکیه و ویتنام نشان میدهند که سرمایهگذاری، دسترسی به بازارهای صادراتی و انتخاب فناوری متناسب با شرایط اقتصادی میتواند مسیر توسعه فولاد را تغییر دهد. در نهایت، مزیت پایدار زمانی شکل میگیرد که تولیدکننده بتواند مواد اولیه، انرژی، فناوری، کیفیت و بازار مصرف را در یک زنجیره اقتصادی و رقابتی به هم پیوند دهد.